مراسم شب ششم محرم 90 - امامزاده علی اکبر چیذر - مداحی حاج محمود کریمی

موضوع: نرم افزار

زمان ارسال: 13 آذر، 1390 منبع: AsanDownload.com ادامه (محتوای اصلی)
مراسم شب ششم محرم 90 - امامزاده علی اکبر چیذر - مداحی حاج محمود کریمی

صاحب امشب هم مثل دیشب امام حسن (ع) است. جوان رشید امام حسن (ع) که در عاشورا مانند گل های زیبا پرپر شد. حضرت قاسم (ع) هم مانند برادرش عبدالله جانش را برای ولی امرش امام حسین (ع) فدا کرد تا جام شهادت را از دستان پدرش بنوشد. نامه امام حسن به برادرش اجازه به میدان رفتن حضرت قاسم را صادر کرد ؛ وقتی امام حسین از قاسم در مورد شهادت سوال کرد ؛ حضرت قاسم جواب داد که از عسل هم شیرین تر است. شهادت در رکاب امام زمان بهترین هدیه ای است که خدا می تواند به بندگانش اهدا کند. در شب گریه بر قاسم (ع) ما را هم فراموش نکنید.

حضور امام زمان(عج) در دسته های عزاداری امام حسین(ع)
صبح عاشورای آن سال، دسته عزادارعظیم تر و با شکوه تر از سال های قبل، با شور و اخلاصی وصف ناپذیر به سوی کربلا روانه شد. از سوی دیگر، مرجع بزرگوار شیعه، علامه سید مهدی بحرالعلوم، در همان ساعات اولیه صبح به همراه عده ای از فضلا و طلاب از کربلا خارج شد؛ چرا که آن سیدعظیم الشأن اراده کرده بود در عاشورای آن سال به استقبال عزاداران حسینی برود.
لحظه تلاقی سید و همراهانش با دسته عزاداری ، به صحنه ای عجیب و بی نظیر بدل گشت: عزاداران پر شور بعد از یک پیاده روی طولانی، تازه به حوال کربلا رسیده بودند که سید و همراهانش به استقبال از آنها شتافتند. عزاداران حسینی در آن گرمای سوزان، با چشمانی گریان، پاهای برهنه و بدن های عریان، با سوز و آه و اخلاصی تمام در سوگ سالار شهیدان بر سر و صورت و سینه می زدند و هروله کنان به سوی بارگاه حسینی می شتافتند. در آن لحظات ناب و سرشار از شور و شیفتگی، سید بحر العلوم، با آن عظمت معنوی و مقام شامخ علمی، در کمال تعجب و ناباوری اطرافیان، به ناگاه عصایش را به کناری انداخت، عمامه از سر افکند، عبال و قبا را نیز از تن در آورد و خود را به دریای خروشان جمعیت انداخت و همچون سایر عزادارن، با سینه ای عریان، به عزاداری و یسنه زنی پرداخت.
همراهان سید، هر چه کردند تا مانع از این کار شوند، موفق نشدند. عاقبت عده ای از طلاب که نگران سلامتی سید بودند، وارد سیل جمعیت شدند و خود را به سید رسانیده، اطراف او حلقه زدند تا مبادا سید زیر دست و پا بیفتد و خدایی ناکرده آسیبی ببیند.
... سرانجام بعد از اتمام برنامۀ عزاداری و سینه زنی، سید بزرگوار را که دیگر رمقی در بدن نداشت، به کناری بردند تا کمی استراحت نماید و عمامه و لباس هایش را آوردند تا به تن کند. وقتی سید بحرالعلوم اندکی به حال خود بازگشت، برخی از یاران صمیمی او به خود جرأت دادند و از آن جناب پرسیدند: «چه شد که با دیدن عزاداران از خود بی خود شده، بی اختیار به دسته عزاداران وارد شدید و آن گونه به عزاداری و سینه زنی پرداختید؟!»
علامه بزرگوار و مرجع شیعه، حضرت آیت الله العظمی سید مهدی بحرالعلوم، آهسته و بی رمق، در حالی که هنوز اشک می ریخت، در پاسخ فرمود: «وقتی به دسته سینه زنی رسیدیم، به ناگاه دیدم که حضرت بقیه الله (عج) با سر و پای برهنه در میان سینه زنان حاضرند و در حالی که به شدت گریه می کنند، بر سر و سینه خود می زنند. با دیدن این صحنه، دیگر نتوانستم طاقت بیاورم، از خود بی خود شدم و بی اختیار به جمعیت عزادار پیوستم تا در محضر آن حضرت به سینه زنی برای جد شهیدش بپردازم».
این همان بزرگترین هیئت شیعه است که در ظهر عاشورا لحظه شهادت حضرت اباعبدالله (ع) از حرم حضرت عباس (ع) به سمت حرم امام برسرو سینه زنان می دوند و فاصله بین الحرمین را طی می کنند. در این هیئت بود که علامه بحر العلوم حضرت بقیه الله (عج) را ملاقات کردند.
به نقل از وبلاگ های سایت تبیان

مطالب مرتبط:

Reverse Aging in Malaysia

If you wish to bring back the healthy and refreshing years of your life, Life Care Diagnostic Medical Centre recommends the age-reverse procedure practiced in one of world’s most advanced clinic.