مراسم شب هشتم محرم 90 - امامزاده علی اکبر چیذر - مداحی حاج محمود کریمی

موضوع: نرم افزار

زمان ارسال: 12 آذر، 1390 منبع: AsanDownload.com ادامه (محتوای اصلی)
مراسم شب هشتم محرم 90 - امامزاده علی اکبر چیذر - مداحی حاج محمود کریمی

شب یکی از الگوهای کربلاست. همه کربلا و همه شخصیت هایش برای هرکس می توانند الگو باشند اما بین عباس (ع) و یاران حتما فرقی است ؛ بین علی اکبر (ع) و اصحاب فرق های بسیاری است ؛ امشب شب حضرت علی اکبر (ع) است. شب کسی که از نظر شباهت های ظاهری نزدیک ترین فرد به پیامبر خاتم (ص) بود ؛ شب جوان امام حسین که اولین نفر از بنی هاشم به میدان جنگ رفت تا ثابت کند نه فقط به خاطر این که امام حسین (ع) پدرش بود بلکه به خاطر دفاع از ولایت و اسلام جانش را فدا می کند. الگوی ما باید حضرت علی اکبر (ع) باشد ، جوانی که از هر نظر نمونه بود و برای همیشه تاریخ هم نمونه جوانان باقی خواهد ماند. لحظه شهادت وقتی پدر را دید فرمود ای پدر به خدا جدم پیامبر را دیدم که مرا به سوی خود و بهشت برین فرا می خواند. تنها بدن حضرت علی اکبر بود که در کربلا قبل از شهادت تکه تکه شد و معروف است که بدن آن حضرت را جوانان بنی هاشم به عبا به خیمه ها بردند. خدا را به بدن پاره پاره علی اکبر (ع) قسم می دهیم ظهور امام زمان (عج) را نزدیک کند ؛ سر حاجات همه مان همین است ، او که آید غم دل برود.  

داستان اشک ‌ریختن حضرت آدم بر نام امام حسین(ع)
جبرئیل گفت: این فرزند تو به مصیبتی بزرگ مبتلا شود که همه مصیبت‌ها در نزد او کوچک باشد...کشته می شود در حالتی که تشنه باشد و بی کس باشد و تنها و فرید باشد و او را ناصری و معینی نباشد.
صاحب کتاب «در الیمین» در تفسیر این آیه مبارکه از قرآن کریم «فتلقی آدم من ربه کلمات فتاب علیه انه هو التواب الرحیم» می فرماید: خلاصه معنی چنان است که آدم (ع) در ساق عرش کلمه چند نگریست، جبرئیل او را بیاموخت که بدان کلمات که اسماء پیغمبر و آل پیغمبر بود پناهنده شود و بدین گونه سخن کند: «قال: یا حمید بحق محمد، یا عالی بحق علی، یا فاطر بحق فاطمه، یا محسن بحق الحسن و الحسین و منک الاحسان».
خدا را بدین کلمات سوگند داد، چون به نام حسین(ع) رسید آتش از قلبش برانگیخت و آب از چشمش بریخت. گفت: ای جبرئیل، چه شد که در ذکر پنجم قلب من بشکافت و اشک من جاری شد؟ جبرئیل گفت: این فرزند تو به مصیبتی بزرگ مبتلا شود که همه مصیبت‌ها در نزد او کوچک باشد.
گفت ای برادر آن چه مصیبتی است؟
قال: یقتل عطشاناً غریباً وحیداً فریداً، لیس له ناصر ولا معین و لو تراه یا آدم و هو یقول وا عطشاه وا قله ناصراه حتی یحول العطش بینه و بین السماء کالدخان فلم یجبه احد الا بالسیوف و شرب الحتوف، فیذبح ذبح الشاه من قفاه و ینهب رحله اعدائه و تشهر رؤسهم، هو و انصاره فی البلدان و معهم النسوان، کذالک سبق فی علم الواحد المنان.
گفت: کشته می شود در حالتی که تشنه باشد و بی کس باشد و تنها و فرید باشد و او را ناصری و معینی نباشد. ای آدم، اگر او را ببینی در حالتی که می گوید: «وا عطشاه وا قله ناصراه» تا گاهی که از تشنگی چشمش چنان تاریک می شود که آسمان را نتواند دید و هیچ کس او را جواب نگوید الا با زبان شمشیر و شراب مرگ . پس، او را می‌کشند چنانکه گوسفند را از قفا سر میبرند، و احمال و اثقال او را دشمنان او به نهب و غارت می برند و سر او و اصحاب او را بر سنان‌ - نیزه‌ها - می کنند و در شهرها می گردانند و اهل‌بیت او را اسیر می گیرند. و این صورتی است که از پیش به علم خداوند واحد برگذشته است. چون این سخن به پایان رفت، آدم و جبرئیل چون زنانی بچه مرده، گریستند...
به نقل از سایت شیعه آنلاین

مطالب مرتبط:

Reverse Aging in Malaysia

If you wish to bring back the healthy and refreshing years of your life, Life Care Diagnostic Medical Centre recommends the age-reverse procedure practiced in one of world’s most advanced clinic.