مراسم شب دوم محرم 89 - امامزاده علی اکبر چیذر - حاج محمود کریمی

موضوع: نرم افزار

زمان ارسال: 17 آذر، 1389 منبع: AsanDownload.com ادامه (محتوای اصلی)
مراسم شب دوم محرم 89 - امامزاده علی اکبر چیذر - حاج محمود کریمی



شب دوم محرم الحرام ورود امام حسین (ع) به سرزمین نینواست و متعلق به اصحاب و حر ریاحی است ؛ فردی که در جریان کربلا ابتدا از دشمنان امام حسین (ع) بود و حتی راه را هم بر امام بست اما زمانی که به کربلا رسید امام به آن ها آب داد تا سیرآب شوند ؛ حر کسی بود که وقتی امام به نماز ایستاد اعلام کرد شما امام ما هستید و ما هم به شما اقتدا خواهیم کرد هرچند دشمن آن حضرت به حساب می آمد. وقتی  راه را بر اهل بیت پیامبر بست امام حسین فرمود مادرت به عزایت بنیشند اما حر در جواب حضرت خطاب کرد اگر کس دیگری این جمله را به من می گفت من هم همین جواب را به وی می دادم اما از مادر شما نمی توان جز به نیکی و خوبی یاد کرد. بالاخره حر با صحبت با امام و این که خودش هم اذعان کرد که سنگ های روی زمین هم به او وعده بهشت داده اند به یاران امام حسین (ع) پیوست و در روز عاشورا جز اولین افرادی بود که در رکاب مولایش با شهادت رسید. حر نمونه فردی بود که توبه کرد و نامش همیشه در یادها باقی ماند. خداوند ما را هم مانند حر ریاهی عاقبت به خیر بگرداند.

مسلمان شدن به بركت خاك كربلا
در زمان شاه صفوى سفيرى (كه در علوم رياضيه و نجوم مهارتى تمام داشت و گه گاهى هم از ضماير و اسرار و اخبار غيبيه مى گفت ) از طرف دولت استعمارگر فرنگ به ايران آمد در آن زمان پايتخت ايران اصفهان بود وارد اصفهان شد تا كه تحقيقى درباره ملت و اسلام كند و دليلى براى آن پيدا نمايد.
سلطان وقتى او را ديد و از خيالاتش آگاهى پيدا كرد تمام علماى شهر اصفهان را براى ساكت كردن و محكوم كردن آن شخص خارجى دعوت نمود، كه از جمله آنها مرحوم آخوند ملامحسن فيض كاشانى ( رضوان الله تعالى عليه ) كه معروف به فيض كاشى بود حضور پيدا كرد.
حضرت آخوند كاشى رو به آن سفير فرنگى نمود و فرمود: قانون پادشاهان آن است كه از براى سفارت مردان بزرگ و حكيم و دانا و فهميده و با سواد را اختيار مى كنند.
چطور شده كه پادشاه فرنگ آدمى مثل تو را انتخاب كرده ؟!
سفير فرنگى خيلى ناراحت شده و بر آشفت و گفت : من خودم داراى علوم و سرآمد تمام علم ها مى باشم آن وقت تو به من مى گويى ، من حكيم و دانا نيستم ؟!
مرحوم فيض كاشى فرمود: اگر خود را آدم دانا و فهميده و تحصيل كرده مى دانى بگو ببينم در دست من چيست ؟
سفير مسيحى به فكر فرو رفت و پس از چند دقيقه اى رنگ صورتش زرد شد و عرق انفعال بر جبينش پيدا شد .
مرحوم كاشى لبخندى زد و فرمود: اين بود كمالات تو كه از اين امر جزئى عاجز شدى ؟ تو كه مى گفتى از نهان و اسرار انسانها خبر مى دهم چه شد؟
سفير گفت : قسم به مسيح بن مريم كه من متوجّه شده ام كه در دست تو چيست و آن تربت از تربتهاى بهشت است ، ليكن در حيرتم كه تربت بهشت را از كجا به دست آورده اى ؟!
مرحوم آخوند فيض كاشى فرمود: شايد در محاسباتت اشتباه كرده اى ! و قواعدى را كه در استكشافات اين امور به كار برده اى ناقص بوده است ، سفير مسيحى گفت : خير اين طور نيست ، لكن تو بگو تربت بهشت را از كجا آورده اى ؟
مرحوم فيض فرمودند: آيا اگر بگویم اقرار به حقّانيّت اسلام ميكنى ؟! آنچه در دست من هست تربت پاك آقا سيّد الشّهداء عليه السلام مى باشد.
سپس دست خود را باز كرد و تسبيحى را كه از تربت كربلا بود، به سفير نشان داد و گفت : پيغمبر اسلام (ص ) فرمودند، كربلا قطعه اى از بهشت است . تصديق سخن توست ! تو خود اقرار كردى و گفتى ، قواعد و علوم اين حديث من خطاء نمى كند و حديث پيغمبر(ص ) را هم در صدق گفتارش ‍ اعتراف كردى ، و پسر پيغمبر ما در اين تربت كه قطعه اى از بهشت است ، مدفون است اگر غير اين بود در بهشت و تربت آن مدفون نمى شد، سفير چون قاطعيّت برهان و دليل را مشاهده كرد مسلمان شد.
به نقل از سایت شهید مرتضی آوینی

مطالب مرتبط:

Reverse Aging in Malaysia

If you wish to bring back the healthy and refreshing years of your life, Life Care Diagnostic Medical Centre recommends the age-reverse procedure practiced in one of world’s most advanced clinic.